![]() |
![]() |
|
| عشق واقعی |
|
خوشبختي و ازدواج از ديرباز براي هر فردي از مهمترين آرزوها و خواستهها بوده است. اين گزينهها همواره يك رابطه مستقيم با يكديگر داشتهاند. در همين رابطه بسياري عقائد و نظرات مختلف نيز ارائه گرديد، كه هر يك از اين عقايد به نوبه خود از زاويهاي به اين دو مهم پرداخته است. اين حقيقت كه ازدواج ميتواند نقش تعيينكنندهاي در خوشبختي داشته باشد قابل انكار نيست.
اجازه دهيد براي بررسي سادهتر اين دو مهم كمي عامتر اين دو را بررسي كنيم. ازدواج به معني ساده كلمه، انتخاب است و خوشبختي در حقيقت، رضايتمندي از انتخاب است. بدين معني كه وقتي كه ما انتخاب درستي داشته باشيم؛ از اين انتخاب خود راضي و خوشحال خواهيم بود. اگر شما يك ماشيني بخريد كه اين ماشين مطابق نيازها و خواستههاي شما باشد؛ از خريد ماشين خوشحال خواهيد بود و بالعكس. هر انتخاب براي اينكه به درستي صورت گيرد بايد جوانب آن انتخاب به درستي تعيين گردد. سه مورد از مهمترين شرايط انتخاب در ادامه آمده است: شرايط لازم براي تحقق انتخاب 1. مشاوره و راهنمايي كارشناس 2. توجه به زمان 3. تلاش مستمر و پايداري در صورتي كه براي يك انتخاب به موارد فوق توجه گردد. ميزان رضايتمندي ما از انتخاب بالا خواهد بود و اگر كسي از ما در رابطه با انتخاب ما سوال كند، پاسخ ميدهيم كه انتخاب خوبي بوده است. همانطور كه اشاره شد ازدواج نوعي خاص از يك انتخاب است. ولي انتخابي بسيار مهم و سرنوشتساز. زيرا يك ازدواج باعث بروز تحولات عميق و بزرگ در زندگي زن و مرد ميگردد. تحولاتي كه ميتواند باعث پيشرفت و يا پسرفت اين دو گردد. به همين دليل بايد نسبت به اين انتخاب توجه و اهميت بالايي قائل شده و زمان بيشتري را به اين امر اختصاص بدهيم. البته منظور از زمان بيشتر، زمان بيشتر براي پيدا كردن فرد مناسب نيست، بلكه زمان بيشتر براي يافتن خود است. بدين معني كه قبل از اينكه بخواهيم فرد موردنظر خود را پيدا كنيم بايد ابتدا خودمان را درست بشناسيم. زيرا وقتي كه خودمان را درست بشناسيم آن وقت ميتوانيم فرد مناسبي را براي خود پيدا كنيم. ازدواج يك انتخاب مهم دوست من؛ براي اينكه يك ازدواج به خوشبختي به معني عام(نه به معني الهي) منتهي گردد به پنج عامل زير بستگي دارد. 1. مسير حركت يكسان باشد 2. اخلاق نيكو 3. انجام وظيفه هر شخص نسبت به زندگي مشترك 4. گذشت در زندگي 5. صبر در زندگي اين 5 شرطي كه خدمت شما عرض كردم شامل هر نوع ازدواجي مي گردد چه كمونيسمي، چه الهي، چه غربي، چه شرقي. اگر دو طرف هر يك از اينها را نداشته باشد؛ ازدواج به طلاق منجر خواهد شد و يا اينكه همواره با مشكل ادامه پيدا خواهد كرد. در صورتي كه بخواهيم 5 شرط بالا را براي شيعيان و مسلمانان تجويز كنيم بايد شرط اول را جايگزين ايمان به خدا كنيم. زيرا در دو نفري كه مسلمان و خصوصا شيعه هستند ايمان به خدا و پيامبران و امامانش مسير حركت را تعيين ميكند. اگر با كمي دقت به ترتيب اين پنج شرط نگاه كني مي بيني كه اولويت آنها از بالا به پايين مي باشد. به اين دليل كه گزينهاي كه در زندگي اهميت بيشتري دارد رتبه و مرتبه بالاتري دارد. در نتيجه به همان ميزان هم بايد وقت و اهميت بيشتري براي آن قائل باشيم. اجازه بده برايت كمي بازتر مطرح كنم: كساني كه در دو جاده جداگانه حركت ميكنند هرگز نميتوانند در كنار يكديگر باشند زيرا هر يك ميخواهد در مسير خود حركت كند به همين دليل انرژي و توان يك زندگي مشترك به جاي اينكه باعث تقويت همديگر بشود باعث تضعيف اهداف عاليه زندگي مشترك ميگردد به همين دليل منطقا و تحقيقا چنين زندگي هرگز دوام نخواهد داشت. در صورتي كه مسير يكسان باشد اما اخلاق نيكو وجود نداشته باشد اگرچه مسير يكي است ولي شخص نميتواند طرف مقابل خود را در كنار خود تحمل كند بسيار كساني هستند كه در شروط 3 تا 5 دچار نقص هستند ولي به دليل خوب بودن شروط 1و2 زندگي خوبي دارند. در مورد شرط سوم بايد خدمت شما عرضكنم كه زن و مرد بايد در جايگاه خود انجام وظيفه كنند و وظيفه خود را نيز به خوبي انجام دهند زيرا اگر اين طور نباشد طرف مقابل پس از مدتي ميبيند كه در برابر انجام وظيفه و تلاش خود طرف مقابلش به خوبي انجام وظيفه نميكند در اين صورت پس از مدتي دلسرد ميگردد. در نتيجه متغيرهاي تعيينكننده زندگي مانند پيشرفت، علاقه و رفاه و ... روند نزولي خواهد داشت. يك قانون كلي است كه انسان موجودي است كه كم و بيش خطا ميكند به همين دليل هم بوده است كه خداوند توبه را قرار دارد. ما هم بشر هستيم و روح خداوند در ما جاري است در نتيجه بايد ما هم نمونهاي از توبه را در شخصيت خود داشته باشيم و آن گذشت در زندگي است. به اين معني كه وقتي خطايي در طرف مقابل مي بينيم(خصوصا خطاي زن در برابر مرد) بايد گذشت وجود داشته باشد تا مسير زندگي دچار مشكل نشود. خداوند رحمان در قرآن كريم نيز اين دستور را به مردان داده است. در مورد شرط آخر خداوند رحمان بارها فرموده است كه خداوند با صابران است. دوست من اين پنج شرط كه خدمت شما شد لوازم مهم و اصلي زندگي است كه بايد به آن توجه كامل داشته باشي. هر شرطي يك امتياز مخصوص به خود دارد. خاصيت اين پنج شرط اين است كه هر قدر اميتاز طرفين بيشتر باشد تعالي و خوشبختي در زندگي بيشتر خواهد شد البته منظور من مجموع امتيازات هر دو طرف است به عبارت ديگر اگر معيار خوشبختي 100 واحد باشد خوشبختي مردي با 70 امتياز و همسري با 30 امتياز با خوشبختي مردي با 50 امتياز و همسري با 50 امتياز يكسان خواهد بود. به اين ترتيب هر قدر كه طرفين در بالابردن امتياز اين شروط تلاش بيشتري داشته باشند ميزان خوشبختي آنان بالاتر خواهد بود. اين 5 شرطي كه خدمت شما عرض شد بلاتشبيه همانند اصول پنجگانه اصول دين است. علاوه بر اصول دين پنجگانه زندگي، فروع زندگي مشترك نيز وجود دارد و بطور مشابه اين فروع همان نقشي را بازي ميكند كه فروع دين در اصول پنجگانه اصول دين بازي ميكند. فروع زندگي مشترك عبارتند از: 1. زيبايي 2. سطوح طبقاتي 3. سطح درآمد 4. فرهنگ اجتماعي 5. شغل 6. خانه، ماشين و ... 7. شرايط جسمي مثل سلامتي، اعتياد، نقص عضو و ... 8. شرط سني 9. تحصيلات 10. هوش و ذكاوت امامان معصوم براي هر يك از فروع فوق به نوعي احاديث زيادي فرمودهاند كه در اين مجال امكان بررسي آنها نيست. اين فروع نيز همانند اصول دين داراي امتياز است. بايد همواره توجه داشته باشي كه در هر حالت و در هر شرايطي بايد مجموع امتياز مرد از همسرش بيشتر باشد. زيرا خداوند در قرآن كريم سكان زندگي را به دست مردان داده است و هيچ استثنايي نيز براي آن قرار نداده است. در نتيجه اگر روزي اين سكان از دست مرد خارج گردد؛ برخلاف دستور الهي عمل شده است. بايد توجه داشته باشيد كه اگر امتياز زن در اين فروع از مرد بيشتر باشد دير يا زود سكان زندگي از دست مرد خواهد شد. به همين دليل است كه سفارش شده است مرد بايد كسي را براي خود انتخاب كند كه همكفو خود باشد. در اينجا بايد اين توضيح را دارد كه منظور از مطلب فوق اين نيست كه نبايد از هوش و زكاوت و دانش همسر استفاده نكرد و يا نبايد اجازه داد كه زنان پيشرفت كنند تا همواره تابع و مطيع نباشند. در صورتي كه به هيچ وجه اينطور نيست. يك مرد فهيم و دانا هرگز خود را از مشاوره و راهنمايي همسر فهيمش بينياز نميبيند ولي پس از مشورت و راهنمايي تصميمگيرنده نهايي بايد خود او باشد. نكته ديگر اين است كه همواره براي زنان دانشمند و فهيم، مردان دانشمند و فهيم نيز هستند كه ميتوانند زوجهاي خوشبختي براي همديگر باشند. در آخر نيز بايد يادآوري گردد كه منظور از فهم و دانش مدارك دانشگاهي نيست زيرا اين مدارك صرفاً با گذراندن يك سري دروس داده ميگردد و لزوماً و تحقيقاً ملاكي براي مديريت زندگي مشترك و همچنين فهم و دانش نيست. چه بسا كساني كه مدارك دانشگاهي ندارند ولي از بسياري از دانشگاهيان فهم و درك اداره زندگي و روابط اجتماعي بهتري دارند. با توكل به خداوند به سوي خوشبختي گام بردايد تهیه ازدوست عزیزم اقای: علي رضا كريمي ( كارشناس امور اجتماعي )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 11:2 توسط علیرضا |
|
|
از نگاه ساكتم و از چشمان پر اشكم فهميدي حرفي به لب دارم كه توان گفتنش را ندارم. حالا تو از من خواستي بگويم ناگاه بغز دلم تركيد تو حرفهاي زيبا و پر رازي را زدي كه نگاه من را از روزگار برگرداندي بدون اينكه خودم متوجه اين تغيير و تحول شوم و حالا كه به خودم بر مي گردم و مي بينم كه مديون تو هستم و حقي را به گردن تو دارم. زندگي ام مي گذشت و من از اين تحول خوشحال و سرمست بودم. ناگاه كه به خودم آمدم فهميدم كه عاشقت شدم. عاشق خودت، سخنانت و . . . بعد آمدم و اين عشق را با تو مونس و همدمم در ميان گذاشتم و تو هم با روي خندان به من گفتي: بله، من از اين كه با تو بودم خيلي خوشحال و سرمست بودم. ناگاه باز به خودم آمدم و فهميدم بي تو زندگي من پوچ و بي معني است. بدون تو حتي راضي نبودم يك لحظه تنفس كنم. و دوباره پيشت آمدم و خواستم كه براي هميشه پيشت باشم باز تو مرا پذيرفتي و پس نزدي. بازهم از اين كارت سرمست و خوشحال شدم. در راه به كسي رسيدم كه طالب نزدي. بازهم از اين كارت سرمست و خوشحال شدم. در راه به كسي رسيدم كه طالب براي من خيلي سخت بود. و او را رد كردم. او اصرار ورزيد باز هم گفتم نه و هر كاري كرد نتوانست دل كوچك مرا كه با نزديكي به تو اقيانوسي عظيم كه لبريز از عشق توست بدست آورد او رفت تا با حيطه اي جديد بيايد و مرا از عشق تو بازدارد. من در كنار تو بودم و خوشحال. تا اين كه فهميدم زندگي ام به سوي جديدي پيش مي رود. دنبالش را گرفتم رسيدم به مشكلات بزرگتر. اين مشكلات تنها راهي بود كه مرا به تو مي رساند تصميم گرفتم كه بروم شب كوله بار را بستم و رفتم. شبانه حركت كردم كه به تو زودتر برسم. در اول راه به 2 اسب زيبا و خانه اي مجلل و دلبريا رسيدم. بعد كسي آمد و با آغوشي باز از من پذيرايي كرد. چند روز ماندم كم كم داشتم فرموشت مي كردم كه بخوابم آمدي و مرا از خواب غفلت بيدار كردي و گفتم مال دنيا براي تو نمي ماند راه را ادامه دادم در منزل دوم به دختري زيبا و هر چه بگويم از صفاتش كم گفتم او طالب من شد ولي من چون در فكر تو بودم اول نپذيرفتم او كارهاي مختلفي كرد آخر دل من را بدست آورد مدتي در اين كارها بودم بعد فهميدم كه شهوت است و پايم به زنجيرش گير كرده و تنها راه راه باز شدن غفلش توسل به تو بود. خلاصه از اين هم رها شدم بعد به سرزميني وسيع و زيبا رسيدم. آن جا كساني آمدند و مرا سوار درشكه اي بزرگ كردند بعد وارد قصري بزرگ و با شكوه شدم كه اگر مي توانستم عكس را به شما نشان دهم حتماً آدرس آن را مي پرسيد يا مرا به اتاقي بردند و روي تختي بزرگ و نرم نشاندند و گفتند تو پادشاه ما شو. من هم سرمست شدم و پذيرفتم. روزي در طبيعت قدم مي زديم ياد تو افتادم و ناگاه به هدفم يادم آمد باز هم تو مرا متوجه كردي و از آن سرزمين فرار كرديم. در راه به جادوگري رسيدم گفت: آرزويي كن ناگاه گفتم «قدرت» و در اين راهم به غرور و بزرگيهاي زيادي رسيدم سرزمينهايي را غاصبانه گرفتم و مردم را آوارده كردم. باز تو آمدي و مرا متوجه كردي و توبه كردم. توبه اي ناگسستني. باز هم از آن جا فرار كردم تا حداقل ديگر گرفتار مشكلاتي از قبيل: مال دنيا، شهوت، مقام و قدرت نيفتم اين بار مال، شهوت، مقام، قدرت نبود بلكه عاشق مجازي بود عشق. عشق به يك دختر نجيب و با عفاف ولي پايدار نبود چون اگر زندگي با عشق تماماً شروع شود زندگي اي است بي ناپايدار چون عشق انسان را نسبت به مسائل كور مي كند و انسان را به گمراهي مي كشاند. خلاصه زندگي مان برايمان زهرمار شد بعد تو دوباره آمدي و مرا دعوت كردي. من ديگر تصميمي جدي گرفتم و به راهي ادامه دادم در راه با موانع زيادي روبه رو شدم. ولي ديگر عشق به تو يعني عشق حقيقي. نه شعق مجازي اي كه گفتم. نگاهم را عوض كرد و مرا به سرچشمه عشق وصل كرد. بعد از آن فهميدم كه چگونه مي شود با تكيه بر عشق تو همه اين ها را داشت و بدون شكست زندگي را پيش برد.
دست نوشته علی رضا راهی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:56 توسط علیرضا |
|
|
رسول اکرم میفرماید: تمام و کمال تقوا این است که آنچه را نمی دانی بیاموزی و بدانچه می دانی عمل کنی من در ابن چند وقتی که نبودم خیلی اتفاق ها برایم افتاد که دید مرا نسبت به زندگی عوض کرد بنده فهمیدم: زندگی صحنه یکتای هنرمندی.... و هر بخواهم می توانم بدست اورم چون ما انسانهای غافل تا در منجلاب کثیف دنیا نیفتیم نمی فهمیم من را خدا همین چند وقت پیش نجات داد ونمی دانستم اگر او کمکم نمی کرد چه بلاها سرم می امد . و این را می دانم که هرگز همچین هدف بزرگی که به شما در پست های اینده خواهم گفت بدون کمک خدا نمی رسیدم من وما همه ی ما جز تعداد اندکی امدیم بیرون وفقت موقع نیاز به خدا متوصل میشویم من در این وبلاگ قصد دارم سما را بیشتر با این موضوعات روشن کنم و منظورم از عشق واقعی :عشق به خداست که گسستن ان کار هیچ وهیچ مخلوقی نیست ما همه امام زمان را دوست داریم ولی اگر مقداری بنگرید میفهمید که عشقتان عشق واقعی نیست چون اگر بود برای خشنودی او تلاش میکردیم نه دیگران. خوشنودی او خشنودی خدا از بنده اش است . پس بیاید با هم عهدی کنیم (این وظیفه من است خدا بود که مرا از این منجلاب نجات داد و من هم خودم را مسئول می بینم که به حد توان ناچیزم کمکتان کنم) حالا عهد این عهد را خودتان باید اول با خودتان بعدکه فهمیدید بر نمگردید با خدا ببندید فقط این برای اخرین کلام امروز من مست تو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خورد سه پیمانه...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 7:32 توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سر گذشت غم هجران تو گفتم با شمع
انقدر سوخت که از کرده پشیمانم کرد ali_badboy_2020 ali_2010_rahi |
| نوشته های پیشین |
|
87/05/01 - 87/05/31 87/03/01 - 87/03/31 |
| پیوندها |
|
سمانه trash میثم سیما سپیده |
|
RSS
|